|
Deuxième Jumeau |
|
چهارشنبه ٩ اردیبهشت ،۱۳۸۸ لاابالی چه کند دفتر دانایی را...
لاابالی چه کند دفتر دانایی را طاقت وعظ نباشد سر سودایی را آب را قول تو با آتش اگر جمع کند نتواند که کند عشق و شکیبایی را دیده را فایده آنست که دلبر بیند ور نبیند چه بود فایده بینایی را عاشقان را چه غم از سرزنش دشمن و دوست یا غم دوست خورد یا غم رسوایی را همه دانند که من سبزه خط دارم دوست نه چو دیگر حیوان سبزه صحرایی را من همان روز دل و صبر به یغما دادم که مقید شدم آن دلبر یغمایی را سرو بگذار که قدی و قیامی دارد گو ببین آمدن و رفتن رعنایی را گر برانی نرود ور برود بازآید ناگزیرست مگس دکه حلوایی را بر حدیث من و حسن تو نیفزاید کس حد همینست سخندانی و زیبایی را سعدیا نوبتی امشب دهل صبح نکوفت یا مگر روز نباشد شب تنهایی را
-سعدی چهارشنبه ٢۸ اسفند ،۱۳۸٧ Amitié
اینو به یاد دوستی مینویسم که چند روز دیگه از پیشم میره... Amitié qui se peut finir ne fut jamais bien commencée. -Mellin de Saint-Gelais چهارشنبه ٢٢ آبان ،۱۳۸٧ I have a tale to tell,
دوشنبه ٢٩ مهر ،۱۳۸٧ ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
جامه کس سیه و دلق خود ارزق نکنیم عیب درویش و توانگر به کم و بیش بد است کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنیم سهشنبه ۱٦ مهر ،۱۳۸٧ برف
خوب یادم نیست
-مهدی اخوان ثالث
سهشنبه ٢٦ شهریور ،۱۳۸٧ چهار فصل
زیر بارون تو منو ببوس میخوام عاشق بارون باشم توی سرما بغلم کن میخوام عاشق سرمای زمستون باشم توی گرما جنگ آفتاب بگو که دوستم داری من می خوام عاشق گرمای تابستون باشم هر کجا دلم بگیره/من میخوام یاد تو باشم خدا اون روزو نیاره/که یه روز از تو جدا شم چه خوبه با تو همیشه/موندن و پیر شدن به هوای روز آشتی/گاهی دلگیر شدن دستامو بگیر تو دستات/وقتی از تب میسوزم من میخوام عاشق زندگی/توی تب باشم شب و نیمه شب بشین تنگ دلم/روزو دوست دارم و میخوام/مردهی شب باشم بهترین بوسه رو بگذار/واسهی خداحافظی من میخوام منتظر/لحظهی رفتن باشم آخه شوق دیدنت همیشه هست/من میخوام شاهد اشک/شوق رفتن باشم هر کجا دلم بگیره/من میخوام یاد تو باشم خدا اون روزو نیاره/که یه روز از تو جدا شم چه خوبه با تو همیشه/موندن و پیر شدن به هوای روز آشتی/گاهی دلگیر شدن
-زیبا شیرازی
جمعه ٢٢ شهریور ،۱۳۸٧
Y a des choses étranges, parfois qui se produisent...
سهشنبه ٢٩ امرداد ،۱۳۸٧ ما رند و خراباتی و دیوانه و مستیم پوشیده چه گوییم همینیم که هستیم زان باده که از روز ازل قسمت ما شد پیداست که تا شام ابد سرخوش و مستیم آواز الست آمد و گفتیم بلی را زان گفته بلاکش همه از عهد الستیم دوشینه شکستیم به یک توبه دوصد جام امروز به یک جام دوصد توبه شکستیم بگذشته زسر پا به ره عشق نهادیم برخاسته از جان به غم یار نشستیم بر ما به حقارت منگر زانکه چو فرصت در رتبه بلندیم ولی از همه پستیم
-فرصت شیرازی
جمعه ٤ امرداد ،۱۳۸٧ غرور...
دارم کتاب دو قرن سکوت نوشته عبدالحسین زرینکوب رو میخونم. الان که فکرم متمرکز شده یادم مییاد که ما استعمار اروپایی رو قبول نکردیم، هر وقت قانونی حق و حقوق اضافی به غیر ایرانی میداده جلوش ایستادیم، دوران شکوفایی مشروطه رو داشتیم، زبانمون اگرچه خیلی تغییر کرده اما هیچوقت از بین نرفته که زبان دیگهای جانشینش بشه و خیلی خیلی چیزای دیگه.
دوشنبه ۳ تیر ،۱۳۸٧ Apprends-moi
Et dans mes rêves
-Céline Dion
[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ] |
خانه آرشيو پست الكترونيك پرشينبلاگ وبنوشت آق بهمن بازهم از سر نو خوابگرد خانوم میم از ونوس ارسطاطالیس موژان اهلی ...و این منم غروبی دوباره |
